تبلیغات
Snow Alone | وبسایت اسنوالون - مطالب متن های بلند عاشقانه

Snow Alone | وبسایت اسنوالون

photo

well come


Snow Alone | وبسایت اسنوالون

سایت عاشقانه اسنو الون بزرگترین مرجع مطالب عاشقانـه , دلنوشته های رمانتیک , تصاویر عاشقانه و دل نوشته

لیست ترانه های موزیک پلیر آپدیت شد

قبلی بعدی

Stranger

متن های بلند عاشقانه دلنوشته عاشقانه

Stranger

گوشه ی یه پیاده روی شلوغ وایساده بودم
و آدم ها رو نگاه میکردم.
عین مجسمه...!
با خودم گفتم خوش بحالشون!
این آدمایی که همدیگه رو نمیشناسن و از بغل هم رد میشن چقد خوشبختن...
دوتا غریبه ، بدون هیچ انتظاری، هیچ دلتنگیی، هیچ خاطره ای...
ادامه مطلب را بخوانید



late

متن های بلند عاشقانه دلنوشته عاشقانه

late

چند سال بعد روزی که فکرش را هم نمی کنیم
توی خیابان با هم روبرو می شویم.
تو از روبرو می آیی.!
هنوز با همان پرستیژ مخصوص به خودت قدم بر می داری فقط کمی جا افتاده تر شده ای..!
قدم هایم آهسته تر می شود...
ادامه مطلب را بخوانید



Latte Irish Cream

متن های بلند عاشقانه داستان کوتاه

Latte Irish Cream

مدتی بود در کافه‏ ی یک دانشگاه کار میکردم و شب را هم همانجا میخوابیدم.
دختر های زیادی می آمدند و میرفتند اما آنقدر درگیر فکرم بودم که حتی فرصت دیدنشان را هم نداشتم.
اما... اما این یکی فرق داشت...!!
وقتی بدون اینکه "منو" را نگاه کند سفارش "لته آیریش کرم" را داد، یعنی فرق داشت ...!!
همان همیشگی من را میخواست..!!
ادامه مطلب را بخوانید



Read my mind

متن های بلند عاشقانه دلنوشته عاشقانه

Read my mind

هشتاد و هشت قدم پایین تر از کافه، خیابانی فرعی ختم میشد به کوچه ای بن بست
که انتهایش، یک درب قدیمی و بزرگ و رنگ پریده قرار داشت.
آسمان که تاریک روشن میشد از کافه میزدیم بیرون و میرفتیم به انتهای آن کوچه ی بن بست
و زیر تیرچراغ برقی که همیشه خاموش بود مینشستیم.
پشت این درب بزرگ باغی بود پر از درختان خشکیده.
همیشه آواز کلاغ های پریشان در فضا میپیچید.
ساعت هفت و نیم که میشد صدای پیانو از داخل باغ به گوش میرسید
چند باری قلاب گرفتم و داخل باغ را سرک کشید...!
میگفت سایه ی پیرزنی رامیبیند که پشت پنجره ایستاده و سیگار میکشد اما هیچوقت کسی که پیانو میزد را نمی دید!
ادامه مطلب را بخوانید



Prison belonging

متن های بلند عاشقانه اشعار عاشقانه

Prison belonging

یک رابطه ی خوب که بتوان بهش افتخار کرد،
چیزی فراتر از قرارداد ترکمانچای و عهدنامه ی گلستان است
که آدم بیاید تکه ای از جغرافیای تن و روانش را به نام کسی سند بزند...!
ببین اینکه کسی آدم را برای خودش، برای خود خودش بخواهد اصلا چیز بدی نیست.!!
ولی اینکه بیایی برای کسی مرز تعیین کنی،
خط قرمز بکشی و حتی قهر کنی که چرا دختر یا پسر فامیلت تو پیج اینستاگرامته؟
یا اینکه حتی آمار مخاطبین دفترچه تلفن طرف را هم داری،
اصلا بیانگر حواس جمع بودن نیست...!
ادامه مطلب را بخوانید



Important

متن های بلند عاشقانه دلنوشته عاشقانه

Important

ببین یادته یه دفه بهت گفتم اگه یه روز برسه و تو دیگه نباشى
مى شینم فقط"چرا رفتى"همایون شجریانو گوش مى دم؟!!!
همون لحظه ضبطو خاموش کردى,گفتى این آهنگا واسه ما نیست!
گفتى رفته ها پشیمونن!
گفتى مگه مى تونم بدون تو جایى برم اصن؟!!!
اون روز گذشت و من هى با خودم تکرار کردم,هى به خودم قبولوندم که آهنگاى همایون و داریوش مال ما نیست ..!
گفتم:آخه دختره ى "الاغ"!!
خودش داره مى گه مى خوادت!
چه مرگته روضه مى خونى وقت و بى وقت؟!
سرومرو گنده حاضره،دلت رنج و عذاب اضافى مى خواد؟!!!!
بعد یادته اون 4شنبه رو؟!
ادامه مطلب را بخوانید



Unworthy humans

متن های بلند عاشقانه دلنوشته عاشقانه

Unworthy humans

آدم ها،به دو دسته تقسیم میشوند!
دسته اول:خوب ها!
دسته دوم:بی لیاقت ها!
دسته اول که معلوم است تکلیفشان!
چیزی جز خوبی و دلبری از انها نمیبینی!
اما دسته دوم
همان هایی هستند که،
هر چه خوبی درحقشان کنی،انها بیشتر نامهربان تر میشوند!
ادامه مطلب را بخوانید



Dead man

متن های بلند عاشقانه دلنوشته عاشقانه

Dead man

همیشه به احساساتش حسودیم می شد ...!

احساساتی که از بروز دادنش هیچ ترسی نداشت
اگه می خندید از ته دل بود
اگه غمگین می شد بغضش رو نمی خورد
نمیدونم چه بلایی سر زندگیش اومد که گوشه نشین شد..!
ادامه مطلب را بخوانید



Grief

متن های بلند عاشقانه دلنوشته عاشقانه

Grief

با " خودم " قهرم

عاشقی مگر چقدر می ارزد که خودش را یادش رفته...
نمی شود چون یکی قیدش را زده او هم قید همه چیز را بزند...
خودش را حبس کند توی اتاق، قفل شود روی یک آهنگ...
زل بزند به دیوار، به گوشی، به یک عکس...

" خودم " باید یاد بگیرد چطور با عطشِ بوی تن آدمی که دوستش میداشته حالا حالا ها کنار بیاید...
باید بفهمد تا مدت ها دلتنگی ناخوانده ترین مهمان روزهایش است.
ادامه مطلب را بخوانید



The End

متن های بلند عاشقانه دلنوشته عاشقانه


The end

ما زود رسیدیم به تهش ...

یعنی اون خواست که زود برسیم،
وگرنه من هنوز کلی جای نرفته باهاش داشتم،
کلی آهنگ که براش نفرستاده بودم،
گوشیم پر بود از شعرایی که گفته بودم براش و وقت نشده بود بفرستم و بگم
ببین اینا فقط بازی با کلمه نیستا اینا حرفای دلمه ...!
دوربینم هنوز پر نشده بود از عکسایی که موقع حواس پرتی ازش گرفته باشم ...
ادامه مطلب را بخوانید



سایت عاشقانه اسنوالون