تبلیغات
Snow Alone .::. سایت عاشقانه اسنو الون - Snow Death
img

به اسنوالون خوش آمدید

با استفاده از یا می توانید بین بخش های مختلف وبسایت جابه جا شوید

وارد شوید

Snow Alone .::. سایت عاشقانه اسنو الون

سایت عاشقانه اسنو الون بزرگترین مرجع مطالب عاشقانـه , دلنوشته های رمانتیک , تصاویر عاشقانه و دل نوشته

ادامه

Snow Death

Snow Death

می ترسم که بمیرم ...!
از خود مرگ که نه
از این میترسم که در این خواب تاریک و مبهم
باید چشم براه حقیقتی تلخ شوم که قرارست
باری دیگر زنده شوم اما تو را نداشته باشم ...!!
می ترسم از حس سردرگمی که ، یک مرده دیگر با کدامین قلب می تواند دل ببند و عاشق شود ....!!
می ترسم از مرگ عشقی که در تن بی جانم جان میدهد و خاموش می شود ...!!!
می ترسم از ، دل کندنت از من و دل بستن به دیگری
غیر از این هم باشد بی فایده ست
خیلی مسخره است دل بستن به دلی که مرده
انگاری که به یک مرده خون میدهی ...!!
می ترسم از روزی که قرار است گم شوی
روزایی که بی تو می گذرد
روزی که دیگر نباشی ...!!
میبینی چه دردی دارد نبودنت ...؟؟؟
تصور نبودنت حتی از کابوس مرگ هم دردناک تر است ...!!
بار دیگر از خود میپرسم
که یک مرده اصلا احساس دارد ...؟؟
چون تحمل این همه درد جانی تازه میخواهد برای از دست دادن ....!!!
نه ...!!
یک مرده احساسی ندارد ...!!
مثل خود تو که چند وقتیست احساست مرده است ...!!
وقتی که عشقت در دلم زنده بود احساس تو مرده بود ...!
وقتی هم که من بمیرم خاطراتم در دل تو زنده می شود ...!
نمیدانم دلتنگم خواهی شد یا نه
اما اگر دلت هوامو کرد نامه که دیگر نه ، فاتحه بفرست ...!!
نمی دانم شاید مثل قبل بی تفاوت باشی اما این را میدانم
که دل سرد و تاریکت پر خواهد شد
از بوی تعفن شعر ها و نوشته هایی که دلم برایت می نوشت
و تو خیلی ساده و بی تفادت از آن ها رد می شدی ...!
بعد من تو هم خواهی مرد ...!!
خواهی مرد
با بغض تلخی که هر شب خفه ات میکند ...!!!

Snow Alone

نظرات مطلب

برای ارسال دیدگاه خود درباره این مطلب اینجا را کلیک کنید

Simply wish to say your article is as amazing. The clearness in your submit is just nice and that i could suppose you are knowledgeable in this subject.
Well with your permission let me to take hold of your RSS feed to keep updated
with drawing close post. Thank you one million and please keep
up the gratifying work.
هیچ وقت یکی را با همه ی ﻭﺟﻮﺩﺕ ﺩﻭﺳﺖ ﻧﺪﺍﺷــﺘﻪ ﺑﺎﺵ !
ﯾﮏ ﺗﮑﻪ ﺍﺯ ﺧـﻮﺩﺕ ﺭﺍ ﻧﮕـﻪ ﺩﺍﺭ
ﺑﺮﺍﯼ ﺭﻭﺯﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﻫــﯿﭻ ﮐﺲ ﺭﺍ
ﺑﻪ ﺟﺰ ﺧـﻮﺩﺕ ﻧﺪﺍﺭﯼ ...
...........@@@
............@@@@@@@@@
...............@@@@@@@@@
....................................@@
....................@@
....................@@@
....................@@@
....................@@@
....................@@@
....................@@@
......................@@
..................................................
@@@...............................@@@
@@@................................@@@
@@@@@@@@@@@@@@@@@
...@@@@@@@@@@@@@@

..................@@...@@
..................@@...@@
......................@@
......................@@
............................
...............@@@@
.............@@.......@
................@@@@@@
............................@@
............................@@
............................@@
............................@@
............................@@
............................@@
............................@@
..............................@
چیـزی نمیـخـوآهَم جـز . . .


یـکــ اتــآقِ تـآریک


یـکـ مـوسیقـے بے کَلآم


یـکـ فنجـآن قهـوه بـهـ تَلخـی ِ زهـر !


وَ خـوآبـے بـه آرآمـے یـکــ مـَرگ هَمیشـگـے
♚☜معرفــت

✘یــه زمانے لبـــاس رفاقت بود

✘ولے الان منفعت جــاشو

✘گرفته♚
بعضـــــے وقتـــــا

ایــטּـقــــבر בلـــ♥ــت از یـــہ حـــــرف میشکـטּـــہ ..☝

ڪـــــہ...✍

حتـــــے نـــای اعتراضـــم نـــבاری ...✓

فقط نـــگاه میکــטּـــــے و

بـــے صــــבا... ♂

میشکنـــــے.... ☹
او گفت :

اشتباه می کنند بعضی ها

که اشتباه نمی کنند

باید راه افتاد

مثل رودها که بعضی ها به دریا می رسند

بعضی هم به دریا نمی رسند.

رفتن، هیچ ربطی به رسیدن ندارد...
سلام
ممنونم که امروز هم به وبلاگم سر زدید و تشکر به خاطر کامنت های زیبایتان
تو سرنوشت منی ، از تو من کجا بگریزم ؟
کجا رها شوم از این طلسم ؟ تا بگریزم

اسیر جاذبه ی بی امان ات آن پر کاهم
که ناتوانمت از طیف کهربا ، بگریزم

تو خویش راز اساطیر و قصه های محالی
و گر به کشور سیمرغ کیمیا بگریزم

به جز تو نیست هر آن کس که دوست داشته بودم
اگر هر آینه سوی گذشته ها ، بگریزم

هوا گرفته ی عشق توام ، چگونه از این دام ،
به بال بسته دوباره سوی هوا بگریزم ؟

به خویش هم نتوانم گریخت ، از تو که عیب است
ز آشناتری اکنون به آشنا ، بگریزم

کجا روم که نه در حلقه ی نگین تو باشد ؟
مگر به ساحتی از سایه ی شما بگریزم

به هر کجا که رَوَم ، رنگ آسمان من این است
سیاه مثل دو چشم تو ! پس چرا بگریزم؟


حسین منزوی
باشد، تو نیز بر جگرم خنجری بزن
با من دم از هوای کسِ دیگری بزن

پرواز با رقیب اگر فرصتی گذاشت
روزی به آشیانه ی من هم سری بزن

ای دل به جنگ جمع رقیبان شتاب کن
سرباز نیمه جان! به صف لشگری بزن

درد فراق آمد و عشق از دلم نرفت
ای روزگار! سیلیِ محکمتری بزن

شاید که جام بشکنم و توبه ای کنم
ای مرگ! پیش از آنکه بیایی دری بزن ...


سجاد سامانی
بااینکه از سرتاسر این شهر بیزارم
شادم که در ویرانه قلبم تو را دارم

ای سنگ سخت سینه ات یادآور کعبه !
می خواهم از سیمای قلبت پرده بردارم

وقتی زمین از زیر بارم شانه خالی کرد
وقتی خبر آورد: "من محکوم آوارم"

یک زن به نام تو نگاهش را ستونم کرد
انگار دنیا را کسی برداشت از بارم

بر شانه هایم تکیه کن تا باورم باشد
یک خشت هم از من بماند باز "دیوارم"

هرچند که زخمی ترین تندیس این وادی
از حمله خونبار و ناهنگام تاتارم

امشب هوای سینه ام "تا قسمتی خاکی"ست
فردا به سوی آسمانها سنگ می بارم...


حامد بهاروند
شاید تنها کسی نبودم

که دوستت داشتم

اما کسی بودم که

"تنها"

تو را دوست داشتم..
میتوان زیبا زیست…
نه چنان سخت که از عاطفه دلگیر شویم،
نه چنان بی مفهوم که بمانیم میان بد و خوب!
لحظه ها میگذرند
گـــــرم باشیم پر از فــــکر و امید…
عشـــــق باشیم و سراسر خــورشید…

شادی پروانه ای است که هر چه تقلا کنی نمی توانی آن را شکار کنی... باید آرام باشی تا روی شانه ات بنشیند شانه هایت پر از پروانه باد

فراموش نکنیم که اگر دلی را شکستیم و رفتیم روزگار حافظه خوبی دارد ، هرگز فراموش نمی کند. ♥

ساختن واژه ای به نام «فردا» بزرگترین اشتباه انسان بود،
تا زمانی که کودک بی سوادی بودیم و با این واژه آشنایی نداشتیم،خوب زندگی میکردیم.
تمامی احساساتمان،غم و شادیمان و هرچه داشتیم را همین امروز خرج میکردیم
انگار فهمیده تر بودیم، چون همیشه میترسیدیم شاید فردا نباشد.
از وقتی «فردا » را یاد گرفتیم،
همه چیز را گذاشتیم برای فردا.
از داشته های امروز لذت نبردیم و گذاشتیم برای روز مبادا...
شاید باید اینگونه «فردا» را معنی کنیم....
«فردا»روزیست که داشته های امروزت را نداری....
ما گشته ایم، نیست، تو هم جستجو مکن
آن روزها گذشت، دگر آرزو مکن

دیگر سراغ خاطره های مرا مگیر
خاکستر گداخته را زیر و رو مکن

در چشم دیگران منشین در کنار من
ما را در این مقایسه بی آبرو مکن

راز من است غنچه ی لب های سرخ تو
راز مرا برای کسی بازگو مکن

دیدار ما تصور یک بی نهایت است
با یکدگر دو آینه را روبه رو مکن

رویـــــــــا هایم را به سمسار دادم

پشت شیشه ی مغازه اش نوشت

کابوس هـــــــــــــــــــای عاشقانه

به قیمت جــــــــــــــــــــوانی

" درسی به من آموخته ای یادم هست..
بیهوده نباید به کسی دل را بست..

چون دامن پر ز مهر در جایی نیست..
باید بکشم کنون ز هر دامن دست.

ویرانه مکن دل کسی با نیرنگ....
هر گز نتوان درون ویرانه نشست....

هرگز نهراسم از شکستن در راه....
صد درس گرفته ام ز صد گونه شکست..

تنها به امید دیدنت زنده منم...
با بوی گل تن تو میگردم مست

بر بالشی از خاطره بگذار سرت را
باشد که فراموش کنی دور و برت را
سرچشمه ی معصوم ترین رود جهانی
ای کاش خدا پاک کند چشم ترت را
تو آن سر دنیایی و من این سر دنیا
با این همه از یاد مبر همسفرت را
گنجشک من!آهسته به پرواز بیندیش
تا باد پریشان نکند بال و پرت را
من ماهی دلتنگ و تو ماه لب دریا
می بوسم از این فاصله قرص قمرت را

مواظب همدیگه باشیم !
از یه جایی بــه بعد...............دیگه بزرگ نمیشیم؛ پـیــــــــــر میشیم
از یه جایی بــه بعد............. دیگه خسته نمیشیم؛ می بُــــــــــــرّیم
از یه جایی بــه بعد..........دیـگه تــکراری نیستیم؛ زیـــــــــــادی هستــــــــیم...!!
پس قدر خودتون ، خانواده تون ، دوستانمونو، زندگیمونو و کلأ حضور خوشرنگ مون رو تو صفحهء دفتر وجود بدونیم...
محبت تجارت پایاپای نیست٫
چرتکه نیندازیم که من چه کردم وتودرمقابل چه کردی!
بیشمار محبت کنیم.
حتی اگربهردلیلی کفه ترازوی دیگران سبک تر بود.
به بعضیا هم باس گفت:
مشتی
بزرگ تر از زمین که نیستی .. هستی؟
زمین با اون همه بزگیش زیز پای منه
پس بکش کنار
لینکتون کردم
یک کلام ، اولین و آخرین احساس قلبم نسبت به تو ... دوستت دارم.

تو نیز گفتی مرا دوست داری ، اما دوست داشتنت دو روز است ،

دیروز گذشت و آخرش امروز است!

این من هستم که وفادار خواهم ماند ،

این تو هستی که تنها بی وفایی از تو جا خواهد ماند!

این من هستم که آخرش میسوزم ، این تو هستی که میروی

و من با چشمهای خیس به آن دور دستها چشم میدوزم

این من بودم که سهم دیدارم با تو عشق بود ،

این تو بودی که میگفتی از آغاز هم قصه من و تو دروغ بود!

تو هر چه دوست داری بگو، اما من هنوز بر سر حرفم هستم ، دوستت دارم.

خورشید بتابد یا نتابد، ماه باشد یا نباشد،

شب و روز من یکی شده ، فرقی ندارد برایم ،

همه چیز برایم رویا شده ، عشق تو برایم آرزو شده ،

به رویا و آرزو کاری ندارم ، حقیقت این است که دوستت دارم!

کاش تو نیز مثل من بودی ! مثل من عاشق ، بی قرار ، چشم انتظار

کاش تو نیز حال مرا داشتی، هوای مرا داشتی...

بی خیال میخواهی هوایم را داشته باش یا نداشته باش ،

میخواهی به انتظار من باش یا نباش ، من دوستت دارم

نمیترسم از رفتنت ، نمی بازم از شکستنت، نمیخندم و نمیگریم ،

از این هیاهو و التهاب تنها یک احساس است که می ماند ، دوستت دارم!

دوست داشتن تو دو روز باشد یا یک عمر مهم نیست ،

مهم این است که من در این دنیا و آن دنیا دوستت دارم

میخواهی باور کن یا نکن ، حس کن ، یا از آن بگذر ،

اما قبل از گذشتنت لحظه ای صبر کن...

دوستت دارم ...
سلام عیدتون مبارک..

آپم..

یاعلی..
حالا نفهمیدم بالاخره مایل هستید یا نه؟؟؟
ممنون از حضورتون
سلام وب خیلی خوبی دارید مطالب بسیار زیبا
قبلا به وبم اومده بودید ولی نمیدونم چرا نیومدم وبتون
شاید هم اومدم ولی شما جواب ندادید نمیدونم
در هر صورت مایل به تبادل لینک یا لوگو هستید؟؟
سلام...
خوبی؟؟؟
ممنونم بابت عکس های خوبتتتت...
اون اسنو الون رو انداحتم رو صفحه اول رمانم... البته هنوز توی ورد هست و اصلا هم کامل نیست...
اون یکی عکستون باید بگم اون آمریکایی نبوووووود
بازم بسیااااار مچرکرم تو اوج شلوغی کارت برام اون عکسارو دادی...
مسخره کردن کار خوبی ست؟؟؟
آیا مسخره کردن کار خوبی است؟؟؟
آقا شما بگو...
چراااااااااااا من را مسخره میکنی؟؟؟
والا چی توقع داری از یه بچه 16 ساله؟؟؟
رمان پرفروش
نه بابا همین جور بعضی وقتا حس انگلیسیم میزنه بالا و کسی نیست باهاش حرف بزنم پناه میبرم به این رمانه...
بدک نیست... هنوز زیاد ننوشتم ازش...
البته اگه نوشتم با ورد ارسال میکنم به ایمیلت...
خنده دار نیست ولی مطمعنا تو به مشکلات گرامری میخندی
قضیه درمورد یه دختره است که توی لانگ بیچ واشنگتن داره زندگیشو میکنه... یه پسر عموی کنه داره... با یکی از دوستاش میرن کنار ساحل که دوستش میگه یکی داره ناهمون میکنه...دختره یه پسره رو میبینه که داره به دوستش نگاه میکنه...بعد یه مدت میبینه دوستش نیست
پسره اگه با چشماش روی یه نفر تمرکز کنه اون ناپدید میشه...هنوز نمیدونه کجا میرن اینا وقتی ناپدید میشن... خلاصه اون از پسره میخواد که بیاد پسرعموشو ناپدید کنه
این داستان ادامه دارد
چه طوره؟؟؟
خیلی داغونه مگه نه
بیشتر مردم منتظر فرا رسیدن سال نو هستند
تا دوباره به عادت های کهنه مشغول شوند .

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.

مطالب مرتبط

آخرین عناوین

Lotus

Lotus Day

Cloudy Days

Damn the Air

Action and reaction

Love after marriage

Geography of love

Pain

Thief

Unfinished Meeting

Checkered shirt

Leave The Habit

Stranger

late

Latte Irish Cream

نویسندگان

نمایش نظرات 1 تا 30

گالری عکس

درباره سایت

سایت عاشقانه اسنو الون مرجع بهترین مطالب عاشقانه شامل دلنوشته های عاشقانه, عکس های جدید عاشقانه,عکس نوشته های زیبا,جملات کوتاه و متن های بلند عاشقانه،اشعار و داستان های عاشقانه است که امیدواریم با حمایت و پشتیبانی های شما دوستان و مخاطبان عزیز این وبسایت بتوانیم مطالب و امکانات جدید و بهتری رو خدمت شما کاربران عزیز ارائه دهیم.

اطلاعات تماس، پیوندها و ...

اطلاعات تماس

آمار سایت

  • بازدید کل:
    3
  • بازدید امروز:
    1
  • بازدید دیروز:
    1
  • بازدید ماه قبل:
    2
  • بازدید این ماه:
    1
  • تعداد مطالب:
  • نویسندگان:
  • آخرین بروزرسانی:

نظرسنجی

کدام موضوع از مطالب سایت را می پسندید؟








قدرت گرفته از میهن بلاگ

nextpay